ورود کاربر

  • انواع و منابع فقدان

    انواع و منابع فقدان

    مفاهیم پرستاری – فقدان، سوگ، مرگ و مردنفقدان به دو نوع کلی تقسیم می شود: فقدان حقیقی و فقدان درک شده. فقدان حقیقی (actual loss) توسط دیگران نیز قابل شناسایی و مشاهده است. فقدان درک شده (perceived loss) تنها توسط یک شخص تجربه می شود و دیگران نمی توانند آن را تمایز دهند. فقدان های روانشناختی اغلب از نوع درک شده هستند زیرا بطور مستقیم قابل تشخیص و تمایز نیستند. برای مثال، زنی که محل کار خود را بخاطر مراقبت از بچه هایش در منزل رها می کند ممکن است فقدان درک شده استقلال و آزادی داشته باشد. هر دوی این فقدان ها می توانند فقدان انتظاری (anticipatory loss) باشند. فقدان انتظار قبل از وقوع فقدان حقیقی تجربه می شود. برای مثال؛ زنی که می داند شوهرش در حال مردن است ممکن است در انتظار مرگ حقیقی وی فقدان را تجربه کند.

    فقدان را می توان به دو گروه موقعیتی (situational losses) و تکاملی (developmental losses) تقسیم کرد. از دست دادن شغل، مرگ بچه و از دست دادن توانایی کارکردی بخاطر یک بیماری حاد یا جراحت از نوع فقدان موقعیتی هستند. فقدانی که در مراحل تکاملی نرمال رخ می دهد از قبیل جدا شدن بچه های بالغ از والدین، بازنشستگی شغلی، مرگ والدین سالمند از نوع فقدان تکاملی هستند و تا حدودی از نوع فقدان انتظاری بوده و شخص آمادگی تجربه آن را دارد.

    منابع فقدان

    • الف) از دست دادن بخشی از خود (بخشی از بدن، کارکرد فیزیکی و جسمی یا خصیصه ای روانشناختی
    • ب) از دست دادن اشیای خارج از بدن خود شخص
    • ج) جدایی از محیطی که به آن عادت کرده ایم
    • د) از دست دادن یک عزیز یا شخصی ارزشمند

    قسمتی از بدن

    از دست دادن جنبه ای از خود تغییری است که در تصویر از بدن شخص رخ می دهد، گرچه ممکن است فقدان مشهود و در ظاهر نباشد. اسکار سوختگی بر روی صورت معمولا مشهود است، از دست دادن بخشی از معده یا از دست دادن توانایی احساس عاطفی مشهود نیست. درجه تاثیر این فقدان ها بر شخص به مقدار زیادی به تمامیت تصویر از بدن شخص بستگی دارد.

    در سنین پیری تغییراتی در توانایی های جسمی و روانی رخ می دهد. در اینجا نیز تصویر از خود مستعد و آسیب پذیر است. سالمندی مرحله ای است که مردم ممکن است فقدان های زیادی را تجربه کنند: از دست دادن شغل، فعالیت های معمول، استقلال، سلامتی، دوستان، خانواده.

    اشیای خارجی

    از دست دادن اشیای خارجی شامل موارد زیر است: (1) از دست دادن اشیای بیجان که برای شخص از اهمیت بالایی برخوردار هستند از قبیل از دست دادن پول یا سوخته شدن خانه پدری و (2) از دست دادن اشیای جاندار مهم شخص از قبیل حیوان خانگی که دوستی و همراهی شخص را داشته است.

    محیط آشنا

    جدایی از محیط و افرادی که با آنها احساس امنیت می کرده ایم می تواند موجب وقوع احساس فقدان شود. بچه 6 ساله ای که برای اولین بار محیط خانه را ترک کرده و مدرسه می رود، ممکن است احساس فقدان را تجربه کند. دانشجویی که از شهر و خانه خود برای تحصیل دور شده است ممکن است احساس فقدان را تجربه کند.

    عزیزان و نزدیکان

    از دست دادن عزیز یا شخص ارزشمند بخاطر بیماریف جدایی یا مرگ می تواند فوق العاده آزارنده باشد. در بعضی از بیماری ها (از قبیل جنون آلزایمر)، شخص ممکن است دچار تغییر شخصیت شود که موجب شود دوستان و خانواده وی احساس کنند وی را از دست داده اند. مرگ عزیز دائمی بوده و فقدان کامل است.

  • فقدان - سوگ

    فقدان، سوگ (Loss and Grieving)

    برآیندهای یادگیری:

    مفاهیم پرستاری – فقدان، سوگ، مرگ و مردندر پایان این بحث انتظار می رود قادر باشید:

    منبع:

    Audrey B., Snyder S., Frandsen G. (2016), Kozier & Erb’s fundamentals of nursing: concepts, practice, and process, 10th Edition, Pearson Education, New Jersey

    مقدمه

    همه فقدان، سوگ و مرگ را در طول زندگی خود تجربه می کنند. ممکن است رابطه ارزشمندی را در اثر تغییرات زندگی از دست بدهیم، مثل انتقال از شهری به شهر دیگر، جدایی یا طلاق، مرگ والدین، همسر یا دوستان. فردی ممکن است سوگوار تغییر نقش خود در زندگی باشد همانطور که بچه ها بزرگ می شوند و خانه را ترک می کنند، یا زمانی که شخص از کار عمرانه خود بازنشسته می شود. از دست دادن اشیای ارزشمند در اثر دزدی یا سوانح طبیعی می تواند احساس سوگ و فقدان را برانگیزد. زمانیکه زندگی مردم تحت تاثیر کشمکش مدنی یا ملی قرار می گیرد، ممکن است عزادار از دست دادن ایده آل های ارزشمند خود مثل ایمنی، آزادی یا دموکراسی باشند.

    در محیط بالینی پرستار با مددجویانی مواجه است که سوگواری از دست دادن سلامتی، از دست دادن بخشی از بدن، بیماری مرحله نهایی، یا استحضار مرگ را خودشان یا عزیزانشان تجربه می کنند. همچنین پرستار ممکن است با کسانی در محیط های اجتماعی کار کند که بخاطر بحران های شخصی (مثل طلاق، جدایی، ورشکستگی اقتصادی) یا سوانح (جنگ، زلزله یا تروریسم) در سوگ هستند. بنابراین دانش پرستار از اهمیت فقدان و توانایی وی در کمک به مددجویان برای عبور از فرآیند سوگواری حیاتی است.

    پرستاران ممکن است با مددجویان در حال مرگ و خانواده یا مراقب آنها در محیط های مختلف سروکار داشته باشند، از سقط جنین گرفته تا نوجوانانی که قربانی تصادفات هستند، تا سالمندانی که نهایتا در اثر بیماری مزمن در حال مردن هستند. پرستار بایستی تاثیر فرآیند مرگ (اثرات حقوقی، اخلاقی، معنوی، زیستی، روانی) را بشناسد و آمادگی داشته باشد مراقبتی حساس، با مهارت و حمایتی برای آندسته از افرادی که تحت تاثیر این فرآیندها هستند، ارائه نماید.

    در این مطلب می خوانیم:

  • تعریف فقدان و سوگ

    تعریف فقدان و سوگواری

    مفاهیم پرستاری – فقدان، سوگ، مرگ و مردنفقدان (Loss) یک موقعیت بالقوه یا واقعی است که در آن چیزی ارزشمند از شخص تغییر کرده یا از دستش می رود. مردم ممکن است از دست دادن تصویر از بدن، عزیزان، احساس رفاه و بهزیستی، شغل، دارایی های شخصی یا اعتقادات خود را تجربه کنند. اغلب بیماری و بستری شدن با وقوع فقدان همراه هستند.

    مرگ نوعی فقدان و از دست دادن است هم برای مرده و هم برای زنده ها. گرچه مرگ غیر قابل اجتناب است، اما می تواند مردم را تحریک کند که به خودشناسی بهتر رسیده یا دیگران را بهتر بشناسند. کسانی که فقدان و از دست دادن را تجربه می کنند اغلب در جستجوی معنای واقعه هستند و عموماً توافق نظر وجود دارد که یافتن این معنا برای بهبودی و ترمیم لازم است. هرچند افراد می توانند بدون یافتن معنای واقعه بخوبی سازگار شوند و حتی عده ای وجود دارند که معنای واقعه را برای خود پیدا می کنند اما آن را بعنوان پایان ماجرا نمی دانند و این فرآیند برایشان مستمر می شود.

  • تظاهرات سوگ

    تظاهرات سوگ

    مفاهیم پرستاری – فقدان، سوگ، مرگ و مردنپرستار مددجوی سوگوار یا خانواده وی را پس از وقوع فقدان بررسی می کند تا فاز یا مرحله سوگ را در آنها تعیین کند. بدن بطور فیزیولوژیک به فقدان جاری یا انتظاری به صورت واکنش استرسی پاسخ می دهد. پرستار می تواند علائم و نشانه های بالینی استرس و اضطراب را به عنوان پاسخ به سوگ بررسی کند.

    تظاهرات سوگ که نرمال تلقی می شوند شامل به زبان آوردن سوگ، گریه، اختلال خواب، از دست دادن اشتها، مشکل در تمرکز است. سوگ مرکب ممکن است به صورت طولانی شدن زمان انکار، افسردگی، علائم جسمی شدید یا افکار خودکشی مشخص گردد.

  • سوگ، داغ و عزاداری

    سوگ، داغداری و عزاداری

    مفاهیم پرستاری – فقدان، سوگ، مرگ و مردنسوگ (Grief) یک پاسخ کامل به تجربه عاطفی مرتبط با فقدان است. سوگ به صورت فکر، احساس و رفتار ظاهر می شود و با زجر یا غم شدید همراه است. داغداری (Bereavement) پاسخ ذهنی تجربه شده توسط کسانی است که عزیزی را از دست می دهند. عزاداری (Mourning) فرآیند رفتاری است که در طی آن داغداری برطرف شده یا تغییر می کند و اغلب تحت تاثیر فرهنگ، اعتقادات معنوی و مذهبی و سنت های شخص است. سوگ و عزاداری نه تنها توسط شخصی که با مرگ عزیزش مواجه است، بلکه توسط شخصی که انواع دیگر فقدان را تجربه می کند، تجربه می شود. عزاداری به شخص این امکان را می دهد که با فقدان خود به تدریج سازگار شده و آن را به عنوان بخشی از واقعیت بپذیرد. عزاداری یک فرآیند اجتماعی است؛ بهتر است که با دیگران به اشتراک گذاشته شده و به کمک دیگران مرتفع شود.

    عبور از مرحله سوگ مهم است زیرا دارای اثرات مخربی برای سلامتی است. از علائمی که ممکن است با سوگ همراه باشد می توان به اضطراب، افسردگی، کاهش وزن، مشکلات بلع، استفراغ، خستگی، سردرد، سرگیجه، غش، تاری دید، راش های پوستی، مشکلات قاعدگی، طپش قلب، درد قفسه سینه و تنگی نفس اشاره کرد. شخص سوگوار و عزادار ممکن است تغییرات میل جنسی (لیبیدو)، تمرکز، الگوی خواب، الگوی خوردن، فعالیت و ارتباط را تجربه کند.

    گرچه عزاداری می تواند تهدیدی برای سلامتی باشد، راه حل مثبتی است برای فرآیند سوگواری که فرد را با بینش، ارزش ها، چالش ها، مجراها و حساسیتی جدید سرشار می کند. از نظر عده ای درد فقدان تا آخر عمرشان باقی می ماند، هرچند کاهش می یابد.

  • انواع پاسخ های سوگ

    انواع پاسخ های سوگ

    مفاهیم پرستاری – فقدان، سوگ، مرگ و مردنواکنش نرمال سوگ ممکن است به صورت سوگ تخفیف یافته (abbreviated grief) یا سوگ انتظاری (Anticipatory grief) باشد. سوگ تخفیف یافته نوعی سوگ است که بصورت خفیف احساس می شود. زمانی رخ می دهد که شی از دست رفته برای شخص خیلی مهم نیست یا بلافاصله با شی دیگری جایگزین شود که همان ارزش شی از دست رفته را داشته باشد. سوگ انتظاری قبل از وقوع سوگ رخ می دهد مثل زنی که بر بالین شوهر در حال مرگ خود سوگواری می کند. یک فرد جوان ممکن است قبل از عمل جراحی که اسکار بجای می گذارد سوگوار باشد. از آنجایی که بسیاری از علائم طبیعی سوگ در مرحله انتظار سوگ ابراز شده اند، واکنش ممکن است تا حدودی خفیف باشد زمانیکه سوگ واقعی رخ می دهد.

    سوگ از دست رفته (Disenfranchised grief) زمانی است که شخص نمی تواند از دست دادن و فقدان خود را برای دیگران ابراز کند. موقعیت هایی که سوگ از دست رفته رخ می دهد اغلب می تواند در اثر فقدان های غیرقابل اجتماعی باشد که شخص نمی تواند در مورد آن صحبت کند از قبیل خودکشی، سقط، بی خیال بچه دار شدن و به فرزندی گرفتن بچه. مثال های دیگر شامل از دست دادن رابطه است که از نظر اجتماعی غیر قابل قبول است و ممکن است دیگران از آن مطلع نشوند (از قبیل هم جنس بازی یا روابط نامشروع زن یا مرد متاهل).

    سوگ غیر سالم که سوگ پاتولوژیک (pathologic grief) یا سوگ پیچیده (complicated grief) نیز اطلاق می شود، زمانی رخ می دهد که راهبردهای سازشی فرد با فقدان غیر سازگار بوده، نسبت مناسبی با واقعه نداشته، مخالف هنجارهای فرهنگی و مذهبی بوده یا متناسب سن شخص نباشد. به این اختلال پزشکان اختلال عزاداری مرکب مقاوم (persistent complex bereavement disorder) می گویند، چنانچه پیش اشتغالی با مشکل بیشتر از 6 ماه طول بکشد و منجر به کاهش توانایی عملکردی رسمی شخص شود (سیمون، 2013). عوامل زیادی می تواند با وقوع سوگ مرکب همیاری کند از جمله فقدان تروماتیک قبلی، مونع خانوادگی یا فرهنگی برای ابراز احساس سوگواری، مرگ ناگهانی، اختلاف رابطه بین بازمانده و مرده، فقدان پشیبانی کافی از بازمانده.

    سوگ مرکب ممکن است اشکال مختلفی بخود بگیرد. سوگ حل نشده (Unresolved grief) یا سوگ مزمن (chronic grief) از نظر زمانی یا شدت طولانی تر است. نشانه های آن همانند سوگواری نرمال است اما فرد عزادار ممکن است در ابراز سوگ خود مشکل داشته باشد، سوگ خود را انکار کند یا ممکن است بیشتر از زمان مورد انتظار سوگواری کند. در سوگ آشکار (inhibited grief) بسیاری از علائم طبیعی سوگ سرکوب شده و بجای آن اثرات دیگری مثل علائم جسمی تجربه می شود. سوگ تاخیری (Delayed grief) زمانی رخ می دهد که احساسات به صورت هدفمند و عمدی یا ناخودآگاه تا مدتی بعد از وقوع واقعه سرکوب می شود. بازمانده ای که از فعالیت های خطرناک به عنوان روش کاهش درد سوگ استفاده می کند، دچار سوگ اغراق آمیز (exaggerated grief) است.

    می توان سوگ مرکب بعد از مرگ را توسط داده ها یا مشاهدات زیر تشخیص داد:

    • bullet مددجو سوگواری نمی کند، مثلا شوهر در خاکسپاری زنش گریه نمی کند یا در مراسم خاکسپاری شرکت نمی کند.
    • bullet مددجو از رفتن به قبرستان اجتناب می کند، در مراسم خاکسپاری شرکت نمی کند، گرچه اینگونه رسوم از سنت های فرهنگی مددجو است.
    • bullet مددجو در سالگرد یا در طی تعطیلات دچار عود مکرر علائم می شود.
    • bullet مددجو دچار احساس گناه مقاوم و کاهش اعتماد به نفس می شود.
    • bullet حتی بعد از دوره های طولانی، مددجو هنوز به دنبال شخص مفقود می گردد. بعضی ممکن است خودکشی را برای ملاقات مجدد در نظر بگیرند.
    • bullet حتی وقایع خیلی کوچک موجب ماشه شدن علائم سوگ می شود.
    • bullet حتی پس از گذشت زمان طولانی مددجو نمی تواند در مورد مرحوم حرف بزند، مثلا صدای مددجو دچار لرزش شده و چشمانش پر از اشک می شود.
    • bullet پس از گذشت دوره نرمال سوگواری، مددجو علائم جسمی مشابه با شخص مرده را تجربه می کند.
    • bullet رابطه مددجو با دوستان و وابستگان پس از مرگ عزیز خراب می شود.

    عوامل زیادی می تواند با سوگ حل نشده پس از مرگ همیاری کند. از جمله:

    • bullet دوسوگرایی (احساسات مفرط، هم مثبت و هم منفی) نسبت به شخص مرده
    • bullet نیاز ادراکی به شجاع ماندن و کنترل کردن، ترس از باختن کنترل خود در مقابل دیگران
    • bullet تحمل فقدان های متعدد، از قبیل از دست دادن کل خانواده، که در آن شخص عزادار فکرکردن به آن را در هم شکننده و زیاد می داند
    • bullet ارزش عاطفی فوق العاده بالا و مفرطی که در شخص مرده سرمایه گذاری شده است (دلبستگی مفرط)، شکست در عزاداری اینگونه موارد به عزادار کمک می کند از واقعیت فقدان اجتناب کند
    • bullet عدم اطمینان نسبت به فقدان – برای مثال، کسانی که مفقود الاثر می شوند
    • bullet فقدان یا کمبود سیستم های حمایتی
  • عوامل موثر بر پاسخ فقدان و سوگ

    عوامل موثر بر پاسخ فقدان و سوگ

    مفاهیم پرستاری – فقدان، سوگ، مرگ و مردنعوامل متعددی روی پاسخ شخص به فقدان یا مرگ تاثیر دارد. این عوامل شامل سن، اهمیت فقدان، فرهنگ، عقاید معنوی، جنس، وضعیت اجتماعی اقتصادی، سیستم های حمایتی، علت فقدان یا مرگ است. پرستاران می توانند مفاهیم کلی مربوط به تاثیر این عوامل بر تجربه سوگواری را یاد بگیرد اما توالی وقوع این عوامل و میزان تاثیر آنها در افراد مختلف متفاوت است.

    سن

    سن روی درک شخص از فقدان و پاسخ به آن تاثیر دارد. با آشنایی و تجربه، مردم معمولا درک شان و پذیرش زندگی، فقدان و مرگ افزایش می یابد.

    به ندرت افراد از دست دادن عزیزان خود را با فواصل منظم تجربه می کنند. در نتیجه، آمادگی برای این تجارب سخت است. سایر فقدان های زندگی از قبیل از دست دادن حیوان خانگی، دوست، جوانی، شغل می توانند به مردم کمک کند فقدان های شدیدتر مثل مرگ عزیزان را راحت تر تحمل کنند و هر تجربه به آنها راهبردهای سازگاری موفق با سوگ و فقدان را می آموزد.

    بچگی

    بچه ها از نظر درک و برداشت از فقدان و مرگ و همچنین تاثیر از دست دادن دیگران بر آنها با افراد بالغ تفاوت دارند. از دست دادن والدین یا شخص مهم دیگر می تواند رشد و تکامل بچه به مخاطره بیاندازد و گاهی اوقات واپس زنی رخ می دهد. کمک به بچه ای که سوگ را تجربه می کند شامل کمک به وی در از سرگیری راستای نرمال زندگی و مراحل تکامل عاطفی است.

    عده ای از افراد بالغ تصور می کنند که بچه ها همانند بالغین به چیزی در سوگ یا از دست دادن دیگران نیاز ندارند. در موقعیت های بحران و فقدان، بچه ها گاهی کنار زده شده یا از درد و ناراحتی محافظت می شوند. آنها ممکن است احساس ترس، رها شدن، نادیده گرفته شدن و تنهایی بکنند. بچه های عزادار به مراقبت دقیقی نیاز دارند، بویژه مراقبت از این بچه ها ضروری است زیرا تاثیر فقدان بر بچه ها می تواند خیلی جدی تر از سایر مراحل تکاملی باشد (شکل 1).

    عوامل موثر بر پاسخ فقدان و سوگ
    بچه ها همان واکنش عاطفی را تجربه می کنند که بالغین در اثر سوگ تجربه می کنند.

    اوایل و میانه بلوغ

    همانطور که انسان رشد می کند، فقدان را به عنوان بخشی نرمال از تکامل خود تجربه می کند. برای مثال، با رسیدن به میانسالی، از دست دادن والدین بخاطر مرگ آنها نسبت به مرگ جوانترها واقعه ای طبیعی تر به نظر می رسد. سازگاری با مرگ والدین سالمند حتی به عنوان یک وظیفه ضروری تکاملی در بالغین میانسال در نظر گرفته می شود.

    یک بالغ میانسال ممکن است فقدان هایی غیر از مرگ تجربه کند. برای مثال، فقدان های ناشی از مشکلات سلامتی یا کارکردی بدن و از دست دادن نقش های مختلف در زندگی می تواند برای یک بالغ میانسال خیلی سخت باشد. طریقه واکنش یک میانسال به چنین فقدان هایی به تجربه قبلی وی، اعتماد به نفس و قدرت حمایت و پشتیبانی موجود وی بستگی دارد.

    سالمندی

    فقدان هایی که یک سالمند تجربه می کند شامل از دست دادن سلامتی، تحرک، استقلال، نقش های شغلی است. محدودیت درآمد و نیاز به تغییر تسهیلات زندگی می تواند در یک سالمند موجب احساسات فقدان یا سوگ شود.

    تاثیر از دست دادن همسر عمرانه یک فرد سالمند خیلی عمیق است. گرچه فرد از نظر توانایی کنار آمدن با چنین فقدانی فرق دارد، محققان معتقدند که مشکلات سلامتی یک فرد بیوه سالمند پس از مرگ همسرش تشدید شده و افزایش می یابد (سورل، 2012).

    از آنجایی که تعداد مرگ در بین سالمندان بیشتر است و همچنین جمعیت سالمندان دنیا در حال افزایش است، پرستاران بایستی نسبت به مشکلات بالقوه سالمندانی که دچار فرآیند سوگ هستند، هوشیارتر باشند. بعضی از سالمندان ممکن است شبکه حمایتی مثل همسر، فرزند یا همکار نداشته باشد و پرستار بایستی بعضی از این نقش ها را پوشش دهد.

    اهمیت فقدان

    اهمیت فقدان به درک شخص از تجربه فقدان بستگی دارد. شخصی ممکن است خیلی سخت فقدان ناشی از طلاق را تجربه کند در حالیکه دیگری چنین نباشد. عوامل زیادی روی اهمیت فقدان تاثیر دارند:

    • bullet اهمیت شخص، شی یا عملکرد از دست رفته
    • bullet درجه تغییر ناشی از فقدان
    • bullet عقاید و ارزش های شخص

    در سالمندان که از قبل با فقدان های زیادی مواجه بوده اند، انتظار فقدان از قبیل مرگ خود ممکن است خیلی منفی محسوب نشود و ممکن است بجای واکنش شدید به فقدان، بی خیال و بی میل بنظر برسند. بعضی از سالمندان بیشتر از سر بار دیگران شدن می ترسند تا از مرگ.

    فرهنگ

    فرهنگ روی واکنش شخص به فقدان تاثیر دارد. طریقه بیان سوگ و سوگواری به فرهنگ و سنت های فرهنگی شخص بستگی دارد. بجز مواردی که ساختار خانوادگی گسترده (extended family structure) وجود دارد، معمولا سوگ به صورت خانواده هسته ای (nuclear family) برطرف می شود. مرگ عضوی از یک خانواده هسته ای معمولا جای خالی بزرگی بجای می گذارد و فقدان شدید است اما در خانواده گسترده ممکن است چنین نباشد و افراد دیگر نقش مرحوم را پر کنند یا وابستگانی که از نظر فیزیکی نزدیک به خانواده هستند جای وی را پر کنند.

    در بعضی از فرهنگ ها سوگ یک مسئله شخصی محسوب می شود. بنابراین احساسات بیان نشده و ممکن است بدون شناسایی بمانند. افرادی که می گویند «قوی باش» یا «از موقعیت بهترین استفاده را بکن»، ممکن است احساسات عمیق خود را بیان نکنند یا نگرانی های شخصی دیگری داشته باشند زمانی که با فقدان جدی مواجه می شوند.

    بعضی فرهنگ ها به حمایت اجتماعی و بروز احساسات فقدان ارزش می نهند. در بعضی از گروه ها سوگواری از طریق شیون، گریه، خاک ریختن بر سر و خود زنی جسمی و سایر حرکات ظاهری بیان می شود و مورد تشویق است. بعضی از گروه ها خود کنترلی را می پسندند و ابراز آرام و خوددار سوگ مرسوم است. در فرهنگ هایی که هنوز روابط خانوادگی و قومی وجود دارد، حمایت عاطفی و فیزیکی و یاری توسط اعضای خانواده و قوم و خویش فراهم می شود.

    عقاید معنوی

    عقاید و رسوم معنوی و مذهبی تاثیر عمیقی بر واکنش شخص نسبت به فقدان و رفتارهای بعدی دارد. بیشتر گروه های مذهبی دارای آیین خاصی برای مردن هستند و اغلب این آیین مذهبی برای مددجو و مردم حامی وی مهم هستند. پرستار بایستی در زمان مراقبت از بیمار مشرف به مرگ به این آیین های معنوی و مذهبی بیمار توجه داشته باشد.

    جنس

    نقش های جنسی شخص روی واکنش وی به فقدان تاثیر دارد. مردان غالبا انتظار می رود که قوی باشند و در زمان سوگ عواطف کمتری نشان دهند، در حالیکه برای زنان شیوه و سوگواری با گریه قابل قبول است. زمانی که زن می میرد، شوهر که خودش نوحه سرا و برگزار کننده مراسم آیینی است، انتظار می رود که سکوت کرده، قوی بوده و به بچه هایش روحیه بدهد.

    نقش های جنسی روی اهمیت تغییرات تصویر از بدن برای مددجو تاثیر دارد. مرد ممکن است اسکار صورت خود را نشانی از قدرتمندی بداند در حالی که زنان خود را زشت می پندارند. بنابراین زنان و نه مردان این تغییرات را نوعی از دست دادن و فقدان می دانند.

    وضعیت اجتماعی اقتصادی

    وضعیت اجتماعی اقتصادی فرد اغلب روی سیستم های حمایتی موجود وی در زمان فقدان تاثیر دارد. برای مثال، طرح بیمه شخص می تواند روی واکنش وی به بیوه شدن یا بیماری تاثیر بگذارد. کسی که مشکلات اقتصادی دارد ممکن است نتواند با هیچگونه فقدانی کنار بیاید.

    سیستم حمایتی

    افراد نزدیک به فرد سوگوار اغلب اولین کسانی هستند که متوجه شده و حمایت عاطفی، جسمی و کارکردی لازم برای وی فراهم می سازند. هرچند بسیاری از مردم با این مسئله راحت نبوده یا تجربه ای در رسیدگی به مشکلات فقدان و سوگ ندارند، مردمی که در حالت عادی حامی شخص هستند ممکن است در این زمان کناره گیری کنند. به علاوه، در ابتدای واقعه ممکن است حمایت در دسترس باشد، اما با برگشت دیگران به زندگی خود، حمایتی در دسترس نیست. گاهی اوقات فرد سوگوار در زمان عرضه یا در دسترس بودن حمایت و پشتیبانی، آمادگی دریافت آن را ندارد.

    علت فقدان یا مرگ

    نگرش فرد یا اجتماع در مورد علت فقدان یا مرگ به طور معناداری روی پاسخ سوگ آنها تاثیر دارد. بعضی از بیماری ها «تمیز» در نظر گرفته می شوند مثل بیماری قلبی عروقی ودلسوزی دیگران را بر می انگیزد، در حالیکه بیماری های دیگر ممکن است منزجر کننده محسوب شده و کمتر دیگران به آن نزدیک شوند. فقدان یا مرگی که خارج از کنترل فرد باشد ممکن است پذیرفته تر از انواع قابل پیشگیری مثل تصادف ماشین در حین مستی باشد. جراحات یا مرگ ناشی از کارهای محترمانه از قبیل تصادف شغلی افتخار آمیز در نظر گرفته می شوند، در حالی که مرگ ناشی از فعالیت های ممنوع ممکن است نوعی تنبیه و پاداش عمل در نظر گرفته شوند.

  • مراحل سوگواری

    مراحل سوگواری

    مفاهیم پرستاری – فقدان، سوگ، مرگ و مردنصاحبنظران زیادی به دسته بندی مراحل سوگواری پرداخته اند، شاید شناخته ترین دسته بندی مربوط به کوبلر-راس (1969) باشد که پنج مرحله را برای سوگ در نظر گرفت: انکار، عصبانیت، چانه زنی، افسردگی، پذیرش (جدول1). اینگل (1964) شش مرحله برای سوگ بیان کرد: شوک و ناباوری، آگاه شدن، بازگشت، رفع سوگ، ایده آل سازی و برآیند (جدول 2). ساندرز (1998) پنج مرحله برای عزاداری بیان کرده است: شوک، آگاه شدن از فقدان، محافظه کاری / کناره گیری، ترمیم، بازسازی (جدول 3).

    مارتوچیو (1985) پنج خوشه برای سوگ تعریف کرد (شوک و ناباوری، آرزو و اعتراض، دلتنگی و اضطراب، بی سازمانی و نا امیدی، شناخت سوگواری، سازماندهی مجدد و تجدید قوا) و ادعا نمود که راه منفرد صحیح یا جدول زمانی صحیحی وجود ندارد که بتوان پیشرفت فرآیند سوگ را مرحله بندی کرد. اینکه شخصی بتواند سوگ را به طور سالم طی کند و چگونگی دستیابی به آن به ساختار تکاملی و شخصی وی بستگی دارد. به علاوه، افراد به یک سوگ و فقدان به اشکال مختلفی پاسخ می دهند که نمی توان انتظار داشته که از الگو یا برنامه یکسانی تبعیت کرده و سوگ خود را برطرف کنند، حتی در حالی که از همدیگر حمایت می کنند.

  • مراحل سوگ کوبلر – راس

    مراحل سوگ کوبلر – راس

    جدول 1: مراحل سوگ کوبلر – راس و کاربردهای آن در پرستاری

    (Kübler-Ross’s Stages of Grieving) 

    مرحله پاسخ های رفتاری توجهات پرستاری
    انکار
    (Denial)
    قبول نمی کند که فقدان رخ داده است
    آمادگی کنار آمدن با مشکلات کارکردی را ندارد از قبیل گذاشتن پروتز بعد از از دست دادن پا
    ممکن است برای طولانی کردن انکار دست به شادی تصنعی بزند
    بصورت کلامی از مددجو حمایت کنید اما انکار وی را تقویت نکنید
    مواظب رفتار خود باشید که با انکار مددجو همکاری و مشارکت نکنید.
    عصبانیت
    (Anger)
    مددجو یا خانواده ممکن است بیخودی عصبانی شده و عصبانیت خود رو روی پرستار یا سایر پرسنل خالی کنند، در حالیکه همین موضوعات و مسائل در حالت عادی برایشان مهم نبوده است. به مددجو کمک کنید که بفهمد عصبانیت یک پاسخ طبیعی به احساس فقدان و بی قدرتی است
    از دوری کردن یا تلافی کردن پرهیز کنید، عصبانیت و حرکت آنها را شخصی و جدی نگیرید.
    نیازهای نهفته در هر واکنش عصبانیت و خشم آنها را لحاظ کنید.
    ساختار و تداوم اقدامات را حفظ کنید تا احساس امنیت بیمار و خانواده ارتقا یابد.
    اجازه دهید مددجو تا سر حدامکان روی زندگی خود کنترل داشته باشد.
    چانه زنی
    (Bargaining)
    برای اجتناب از فقدان دست به چانه زنی و مذاکره می زنند (برای نمونه: «بگذار من تا فلان موقع زندگی کنم و بعدش آماده خواهم بود که بمیرم») به دقت به صحبت های بیمار گوش دهید، وی را تشویق کنید تا احساس گناه و ترس های غیر منطقی خود را رها کند
    در صورت نیاز، برای بیمار حمایت معنوی فراهم کنید.
    افسردگی
    (Depression)
    در مورد آنچه که رخ داده است و چه چیزی نباید رخ می داد دچار سوگ می شود
    ممکن است آزادانه صحبت کنند (برای نمونه؛ زیان های قبلی مثل از دست دادن پول یا شغل را مرور می کند) یا ممکن است کناره گیری و منزوی شود.
    به مددجو اجازه دهید ناراحتی خود را بیان کند
    به صورت غیرکلامی و با ساکت نشستن پیش مددجو با وی ارتباط برقرار کنید، بدون اینکه انتظار مکالمه داشته باشید
    مراقبت و نگرانی خود از وضع وی را با لمس نشان دهید.
    پذیرش
    (Acceptance)
    با فقدان کنار آمده است.
    ممکن است نسبت به اطراف خود و کسانی که از وی حمایت می کنند، بی توجهی نشان دهد
    ممکن است خواهان شروع برنامه ریزی باشد (برای نمونه، وصیت نامه، پروتز، تغییر برنامه های زندگی)
    به خانواده و دوستان کمک کنید که بفهمند نیاز مددجو به مراودات اجتماعی کاهش یافته است
    مددجو را تشویق کنید که تا سر حد امکان در برنامه درمانی خود مشارکت کند.
    منبع:

    Audrey B., Snyder S., Frandsen G. (2016), Kozier & Erb’s fundamentals of nursing: concepts, practice, and process, 10th Edition, Pearson Education, New Jersey.

  • فرآیند پرستاری فقدان و سوگ

    فرآیند پرستاری فقدان و سوگ

    بررسی و شناخت

    مفاهیم پرستاری – فقدان، سوگ، مرگ و مردنمراقبت پرستاری مددجویی که فقدان را تجربه می کند از سه عنصر اصلی تشکیل شده است: (1) تاریخچه پرستاری، (2) بررسی و شناخت منابع سازگاری شخصی و (3) بررسی و شناخت جسمی. در طی معاینات فیزیکی هر مددجویی، پرستار سئوالاتی در مورد فقدان های قبلی و جاری بیمار می پرسد. ماهیت فقدان و اهمیت فقدان ها از نظر مددجو بایستی کاوش شود. برای آشنایی بیشتر با طریقه مصاحبه مددجو، نمونه سئوالات مصاحبه برای بررسی و شناخت فقدان و سوگ را مطالعه کنید.

    اگر فقدان جاری یا اخیر داشته باشد، لازم است که بررسی و شناخت با جزئیات بیشتری انجام شود. از آنجایی که اغلب مددجویان بیماری جسمی خود را نامرتبط با پاسخ های عاطفی از قبیل سوگ می دانند، پرستار بایستی تلاش کند که استرس های مرتبط با فقدان ممکن را شناسایی کند. اگر مددجو فقدان های مهمی را گزارش کرد، بایستی طریقه سازگاری مددجو با فقدان و منابع موجود برای کمک به سازگاری وی بررسی شوند. داده های مربوط به سلامت عمومی مددجو، سایر استرسورهای شخصی، سنت ها و آیین فرهنگی و معنوی، اعتقادات مذهبی مرتبط با فقدان و سوگ و شبکه حمایتی فرد نیز بایستی در طرح مراقبت بررسی شوند. در بررسی و شناخت پاسخ مددجو به فقدان اخیر، پرستار بایستی سوگ مرکب را تشخیص دهد که به درمان توسط متخصصان مراقبت بهداشتی نیاز دارد. اگر بررسی و شناخت پرستاری نشانگر علائم و نشانه های جسمی یا روانی شدید بود، مددجو بایستی به مراقب مناسب ارجاع شود.

    تشخیص پرستاری

    تشخیص های پرستاری اختصاصی ناندا بین الملل (هردمن و کامیتسورو، 2014) برای سوگ شامل موارد زیر می باشند:

    • سوگواری: فرآیند پیچیده طبیعی است که شامل پاسخ ها و رفتارهای عاطفی، جسمی، معنوی، اجتماعی و ذهنی است که از طریق آن افراد، خانواده ها و جوامع فقدان واقعی، انتظاری یا درک شده را در زندگی روزمره خود تلفیق می کنند.
    • سوگ مرکب / ریسک سوگ مرکب: اختلالی است که پس از مرگ یکی از عزیزان رخ می دهد و در آن شخص دیسترس همراه با سوگواری را تجربه می کند که با توقعات هنجاری جامعه مربوطه هماهنگ نبوده و به صورت اختلال کارکردی ظاهر می شود.
    • اختلال فرآیندهای خانوادگی: اگر فقدان چنان تاثیری بر فرد و خانواده بگذارد که نقش های موثر معمول و تعاملات آنها بطور منفی تحت تاثیر قرار گیرد.
    • ریسک رفتار غیر بهداشتی: اگر مددجو در پشت سر گذاشتن مناسب فقدان مشکل داشته باشد و روی سایر فعالیت های روزمره وی تاثیر بگذارد، رفتاری غیر سالم است.
    • ریسک تنهاییدر رابطه با از دست دادن رابطه با دیگران

    برنامه ریزی

    اهداف کلی برنامه ریزی مراقبت پرستاری در مددجویانی که سوگوار از دس دادن عملکردی از بدن یا بخشی از بدن خود هستند، کمک به آنها برای سازگاری با توانایی تغییر یافته و هدایت انرژی جسمی و عاطفی آنها به سمت نوتوانی است. هدف از مراقبت پرستاری در مددجویایی که سوگوار از دست دادن یک عزیز یا چیزی مهم است، کمک به آنها برای عبور از سوگواری بدون ناراحتی شدید و هدای قوای جسمی و عاطفی آنها به سمت زندگی عادی خود و سازگاری با فقدان واقعی یا مشرف به وقوع است.

    برنامه ریزی مراقبت در منزل

    مددجویانی که دچار فقدان حقیقی یا انتظار فقدان هستند ممکن است به مراقبت پرستاری مستمر برای کمک به آنها در سازگاری با فقدان نیاز داشته باشند. تعیین مقدار و نوع مراقبت در منزل مورد نیاز مددجو براساس دانش پرستار از مددجو و خانواده وی انجام می شود که با فقدان های قبلی سازگار شده اند یا اطلاعاتی است که پرستار در مورد آنها جمع آوری کرده است. برای آماده شدن جهت مراقبت در منزل، پرستار بایستی توانایی ها و نیازهای مددجو را مجددا بررسی نماید.

    اجرا

    علاوه بر فراهم کردن آسایش جسمی، حفظ حریم و حرمت مددجو، تشویق به استقلال، آموزش مهارت های مرتبط با موقعیت فقدان و سوگ لازم است و بایستی ارتباط موثری با بیمار برقرار شود: گوش دادن با توجه کامل، سکوت، سئوالات باز و بسته، تفسیر و تاویل، تصریح، تجسم بر احساسات، خلاصه کردن مطالب. پاسخ هایی مثل دادن نصیحت و ارزیابی، تفسیر و تجزیه و تحلیل، دادن اطمینان مجدد بی اساس نمی توانند برای مددجو کمک کننده باشند. برقراری ارتباط با مددجوی در حال سوگ بایستی براساس مرحله سوگ باشد. عصبانی یا افسرده بودن مددجو روی نوع ارتباط و پیام هایی که مددجو خواهد شنید تاثیر دارد.

    علاوه بر استفاده از مهارت های موثر برقراری ارتباط، پرستار طرح مراقبتی برای آموزش مددجو و خانواده فراهم کرده و به آنها در عبور از مراحل سوگ کمک می کند.

    ارزشیابی

    ارزشیابی اثربخشی مراقبت های پرستاری در مددجویان سوگوار سخت است زیرا این مرحله انتقالی زندگی دارای ماهیت بلند مدت است. معیارهای ارزشیابی براساس اهداف تدوین شده توسط مددجو و خانواده وی انجام می شود.

    اهداف مددجو و برآیندهای مورد انتظار مرتبط در مددجوی سوگوار به ویژگی های فقدان و مددجو بستگی دارد. اگر برآیندی لحاظ نشود، لازم است که پرستار طرح مراقبت ناموفق را مجددا بررسی و اصلاح نماید.

  • مراحل سوگ اینگل

    مراحل سوگ اینگل

    جدول 2: مراحل سوگ اینگل (Engel’s Stages of Grieving)

    مرحله پاسخ های رفتاری
    شوک و ناباوری
    (Shock and disbelief)
    فقدان را نمی پذیرد
    بهت زده و سراسیمه است
    منطقش موقعیت را می پذیرد اما از نظر عاطفی آن را انکار می کند.
    آگاه شدن تدریجی
    (Developing awareness)
    واقعیت به تدریج در خودآگاه وی نفوذ می کند
    عصبانیت خود را ممکن است روی موسسه، پرستار یا سایرین خالی کند.
    جبران
    (Restitution)
    سنت های سوگواری را بجا می آورد (مثل مراسم خاکسپاری)
    رفع فقدان
    (Resolving the loss)
    تلاش می کند با فقدان دردناک کنار بیاید
    هنوز قادر به پذیرش شی یا شخص مورد علاقه جدیدی برای جایگزینی شخص یا شی از دست رفته نیست
    ممکن است روابط وابستگی بیشتری نسبت به شخص حامی اش بپذیرد
    مرتب به موضوع فکر کرده و در مورد خاطرات شی یا شخص از دست رفته صحبت می کند.
    تطبیق
    (Idealization)
    تصویری از شی یا شخص از دست رفته ایجاد می کند که تقریبا عاری از هر گونه خصیصه نامطلوب است.
    تمامی احساسات منفی و خصمانه خود نسبت به شی یا شخص از دست رفته را سرکوب و تخلیه می کند.
    ممکن است نسبت به بی ملاحظگی یا اعمال نامهربان گذشته خود نسبت به شی یا شخص از دست رفته احساس گناه و ندامت کند.
    بطور ناخوآگاه شروع به تمجید و تعریف کیفیت های شی یا شخص از دست رفته می کند
    یادآوری شی یا شخص از دست رفته احساسات ناراحت کمتری بر می انگیزد.
    احساسات خود را در چیزهای دیگری سرمایه گذاری می کند.
    برآیند
    (Outcome)
    رفتار تحت عوامل متعددی است: اهمیت شی از دست رفته به عنوان یک منبع حمایتی، درجه وابستگی به رابطه با وی، درجه دو سوگرایی نسبت به شی یا شخص، دفعات و ماهیت روابط با دیگران، دفعات و ماهیت تجارب سوگ و فقدان قبلی (که روند تجمعی دارد).
    منبع:

    Audrey B., Snyder S., Frandsen G. (2016), Kozier & Erb’s fundamentals of nursing: concepts, practice, and process, 10th Edition, Pearson Education, New Jersey.

    G. L. Engel, 1964, American Journal of Nursing, 64(9), pp. 93–98. Adapted with permission.

  • مرگ و مردن

    مرگ و مردن (Death and dying)

    برآیندهای یادگیری:

    مفاهیم پرستاری – فقدان، سوگ، مرگ و مردندر پایان این بحث انتظار می رود قادر باشید:

    منبع:

    Audrey B., Snyder S., Frandsen G. (2016), Kozier & Erb’s fundamentals of nursing: concepts, practice, and process, 10th Edition, Pearson Education, New Jersey.

    مقدمه

    همه فقدان، سوگ و مرگ را در طول زندگی خود تجربه می کنند. ممکن است رابطه ارزشمندی را در اثر تغییرات زندگی از دست بدهیم، مثل انتقال از شهری به شهر دیگر، جدایی یا طلاق، مرگ والدین، همسر یا دوستان. فردی ممکن است سوگوار تغییر نقش خود در زندگی باشد همانطور که بچه ها بزرگ می شوند و خانه را ترک می کنند، یا زمانی که شخص از کار عمرانه خود بازنشسته می شود. از دست دادن اشیای ارزشمند در اثر دزدی یا سوانح طبیعی می تواند احساس سوگ و فقدان را برانگیزد. زمانیکه زندگی مردم تحت تاثیر کشمکش مدنی یا ملی قرار می گیرد، ممکن است عزادار از دست دادن ایده آل های ارزشمند خود مثل ایمنی، آزادی یا دموکراسی باشند.

    در محیط بالینی پرستار با مددجویانی مواجه است که سوگواری از دست دادن سلامتی، از دست دادن بخشی از بدن، بیماری مرحله نهایی، یا استحضار مرگ را خودشان یا عزیزانشان تجربه می کنند. همچنین پرستار ممکن است با کسانی در محیط های اجتماعی کار کند که بخاطر بحران های شخصی (مثل طلاق، جدایی، ورشکستگی اقتصادی) یا سوانح (جنگ، زلزله یا تروریسم) در سوگ هستند. بنابراین دانش پرستار از اهمیت فقدان و توانایی وی در کمک به مددجویان برای عبور از فرآیند سوگواری حیاتی است.

    پرستاران ممکن است با مددجویان در حال مرگ و خانواده یا مراقب آنها در محیط های مختلف سروکار داشته باشند، از سقط جنین گرفته تا نوجوانانی که قربانی تصادفات هستند، تا سالمندانی که نهایتا در اثر بیماری مزمن در حال مردن هستند. پرستار بایستی تاثیر فرآیند مرگ (اثرات حقوقی، اخلاقی، معنوی، زیستی، روانی) را بشناسد و آمادگی داشته باشد مراقبتی حساس، با مهارت و حمایتی برای آندسته از افرادی که تحت تاثیر این فرآیندها هستند، ارائه نماید.

    در این مطلب می خوانیم:

  • مراقبت آسایشگاهی و تسکینی

    مراقبت آسایشگاهی و مراقبت تسکینی

    مفاهیم پرستاری – فقدان، سوگ، مرگ و مردنجنبش مراقبت آسایشگاهی در سال 1967 توسط دکتر سیسیلی ساندرز در لندن شروع شد. مراقبت آسایشگاهی (Hospice care) روی حمایت و مراقبت از شخص در حال مرگ و خانواده وی متمرکز است و هدفش تسهیل مرگ با احترام و آرامش است. مراقبت آسایشگاهی براساس مفاهیم کلی نگر است، روی مراقبت برای ارتقای کیفیت زندگی بجای علاج بیماری، حمایت از مددجو و خانواده در فرآیند مردن، حمایت از خانواده در طول خاکسپاری و عزاداری متمرکز است.

    بررسی و شناخت نیازهای خانواده مددجو به اندازه مراقبت از مددجویی که مراقبت آسایشگاهی دریافت می کند، مهم است. معمولا وضعیت مددجو رو به وخامت است و لازم است روی مراقب وی تمرکز شود و از وی حمایت لازم و منابع مورد نیاز ارائه شود. اگر تیم مراقبت آسایشگاهی به طور منظم جلسه داشته باشند، می توانند این نیازها را شناسایی و مداخلات لازم را انجام دهند. بهرحال بررسی و شناخت و ارزشیابی مداوم برای ارائه مراقبت مناسب در وضعیت در حال تغییر مداوم مددجو لازم است (فرآیند پرستاری مددجوی مشرف به مرگ را بخوانید).

    مراقبت آسایشگاهی و مراقبت تسکینی
    اعضای خانواده بایستی از نزدیک در حمایت جسمی و روانی
    از مددجوی در حال مرگ شرکت کنند.

    اصول مراقبت آسایشگاهی را می توان در محیط های مختلف اجرا کرد و بیشتر در منزل، بیمارستان و خانه های سالمندان مرسوم است. این خدمات روی کنترل علائم و درمان درد متمرکز هستند. عموما مددجویانی صلاحیت مراقبت آسایشگاهی را دارند که پزشک با صلاحیتی مشرف به مرگ بودن آنها در طی شش ماه آینده را تایید کرده باشد. مراقبت آسایشگاهی اصولا توسط پرسنل حرفه ای و غیر حرفه ای ارائه می شود تا دامنه کاملی از خدمات لازم این مددجویان عرضه شود.

    سازمان ملی مراقبت آسایشگاهی و تسکینی (2013) گزارش کرد که بیشتر از 1.5 میلیون آمریکایی سالانه به مراقبت آسایشگاهی دسترسی پیدا می کنند که تقریبا 45% تمامی مرگ ها است. برعکس عقیده عمومی، از این تعداد فقط 37 درصد سرطانی بودند. چهار تشخیص غیر سرطان اصلی در این تسهیلات شامل اعلان نشده عمدی، جنون، بیماری قلبی و بیماری های ریوی است.

    سازمان بهداشت جهانی مراقبت تسکینی (Palliative care) را چنین تعریف کرده است:

    مراقبت تسکینی رویکردی است که کیفیت زندگی مددجویان و خانواده آنها که با مشکلات مرتبط با بیماری تهدید کننده زندگی مواجه هستند، را از طریق پیشگیری و تسکین رنج و آلام آنها از طریق تشخیص زودرس و بررسی و شناخت دقیق و درمان درد و سایر مشکلات جسمی، روانی و معنوی؛ بهبود می بخشد. مراقبت تسکینی:

    • مفاهیم پرستاری – مرگ و مردن تسکین درد و سایر علائم آزارنده را فراهم می سازد،
    • مفاهیم پرستاری – مرگ و مردن روی زندگی تاکید کرده و مرگ را فرآیندی نرمال می شمرد،
    • مفاهیم پرستاری – مرگ و مردن نه به قصد تسریع و نه عقب انداختن مرگ انجام می شود،
    • مفاهیم پرستاری – مرگ و مردن جنبه های روانی و معنوی مراقبت را تلفیق می کند،
    • مفاهیم پرستاری – مرگ و مردن سیستم حمایتی فراهم می کند که به مددجو کمک شود تا سر حد امکان تا زمان مرگ فعال زندگی کند،
    • مفاهیم پرستاری – مرگ و مردن از رویکرد تیمی برای لحاظ مشکلات مددجو و خانواده وی استفاده می کند، از جمله مشاوره سوگواری،
    • مفاهیم پرستاری – مرگ و مردن کیفیت زندگی مددجو را ارتقاء بخشیده و ممکن است تاثیر مثبتی روی دوره بیماری وی داشته باشد،
    • مفاهیم پرستاری – مرگ و مردن از آغاز دوره هر بیماری، همراه با سایر درمان ها که به قصد گسترش عمر انجام می شوند از قبیل شیمی درمانی یا پرتو درمانی، قابل اجرا است و شامل بررسی های مورد نیاز برای درک بهتر و درمان بهتر عوارض بالینی آزارنده بیماری برای مددجو است.

    مراقبت تسکینی موجب تسهیل سنت های مذهبی، معنوی و فرهنگی یا آیین های مرسوم طبق میل بیمار و خانواده وی می شود، بخصوص در موقع مرگ و پس از آن (پروژه توافقی ملی کیفیت مراقبت تسکینی، 2013،ص30). تفاوت این مراقبت با مراقبت آسایشگاهی در این است که ضرورتا نیاز نیست مددجو مشرف به مرگ باشد، اما در هر دو می توان مراقبت پایان زندگی (end-of-life care) عرضه داشت؛ که مراقبت های لازم در طی هفته نهایی قبل از مرگ است (برای مطالعه بیشتر در مورد مراقبت تسکین به آکادمی مراقبت تسکینی پرستار و بیماری هایی که به مراقبت تسکینی نیاز دارند، مراجعه کنید).

  • مراحل عزاداری ساندرز

    مراحل عزاداری ساندرز

    جدول 3: مراحل عزاداری ساندرز (Sander’s Phases of Bereavement)

    فاز توصیف پاسخ های رفتاری
    شوک (Shock) بازماندگان دچار احساس سردگمی، گیجی، غیر واقعی بودن مسئله و ناباوری می شوند. اغلب قادر به پردازش نرمال توالی افکار خود نیستند. این فاز ممکن است از چند ثانیه تا چند روز طول بکشد. ناباوری
    سردرگمی
    بی قراری
    احساس واقعی نبودن
    واپس زنی و بی یاوری
    حالت زنگ به گوش و منتظر
    علائم جسمی: شامل خشکی دهان و گلو، آه کشیدن، جیغ زدن، از دست دادن کنترل عضلانی، لرزیدن بدون کنترل، اختلال خواب، از دست دادن اشتها
    علائم روانی: پدیده خود محوری (اگو سنتریک یا خودپسندی)، پیش اشتغالی افکار با مرحوم، فاصله گرفتن روانشناختی
    آگاهی از فقدان (Awareness of loss) دوستان و خانواده فعالیت های نرمال زندگی خود را از سر می گیرند. فرد عزادار دامنه کامل اهمیت و ارزش کامل شی یا فرد از دست رفته را تجربه می کند. اضطراب جدایی
    تضادها
    بیرون ریختن توقعات عاطفی خود
    استرس بلند مدت
    علائم جسمی: آرزو کردن، خشم، گناه، هراس، شرم، گریه، اختلال خواب، ترس ازمرگ
    علائم روانی: حساسیت زیاد، ناباوری و انکار، رویا پروری، احساس حضور از دست رفته
    بازسازی / کناره گیری (Conservation/withdrawal) در طی این فاز بازماندگان احساس نیاز به تنهایی دارند تا قوای جسمی و عاطفی خود را بازیافت کنند. حمایت اجتماعی موجود برای عزادار کاهش می یابد، ممکن است احساس بی کسی و تنهایی و بی یاوری تجربه شود. انزوا و کناره گیری
    ناامیدی
    کاهش حمایت اجتماعی
    بی یاوری
    علائم جسمی: ضعف، خستگی، نیاز به خواب بیشتر، تضعیف سیستم ایمنی
    علائم روانی: زمستان خوابی، چسبیدن به الگوها، نگرش وسواسی، سوگواری، نقطه برگشت
    ترمیم: نقطه برگشت (Healing: the turning point) در طی این فاز، فرد سوگوار از ناراحتی در مورد زندگی بدون عزیز خود عبور کرده و یاد می گیرد که چطور مستقل تر زندگی کند. از سرگیری کنترل اوضاع
    ساختاردهی مجدد هویت
    ترک نقش از قبیل همسر، بچه یا والد
    علائم جسمی: افزایش انرژی، بازیافت خواب، بازیافت سیستم ایمنی، ترمیم جسمی
    علائم روانی: بخشش، فراموش کردن، جستجوی معانی، محدود کردن دایره اطرافیان، امیدواری
    تجدید و بازسازی (Renewal) در این فاز بازماندگان به سطح جدیدی از خود آگاهی می رسند، مسئولیت های مراقبت خود را قبول کرده و یاد می گیرند بدون عزیز از دست رفته زندگی کنند. رسیدن به خودآگاهی جدید
    پذیرش مسئولیت
    فرآیند یادگیری زندگی بدون از دست رفته
    علائم جسمی: ثبات کارکردی، تجدید حیات، مراقبت از نیازهای جسمی
    علائم روانی: برای خود زندگی کردن، تنهایی، واکنش سالگردها، کمک به دیگران، زمان پردازش سوگواری
    منبع:

    Audrey B., Snyder S., Frandsen G. (2016), Kozier & Erb’s fundamentals of nursing: concepts, practice, and process, 10th Edition, Pearson Education, New Jersey.

    Grief: The Mourning After: Dealing with Adult Bereavement, 2E by Catherine M. Sanders. Published by John Wiley & Sons, Inc., 1999.

  • فرآیند پرستاری مرگ و مردن

    فرآیند پرستاری مرگ و مردن

    بررسی و شناخت

    مفاهیم پرستاری – فقدان، سوگ، مرگ و مردنعلاوه بر بانک های اطلاعاتی و سیستم هایی که امکان تجزیه و تحلیل و شناسایی صحیح تشخیص های پرستاری مناسب برای بیمار در حال مرگ را فراهم ساخته است، پرستار بایستی وضعیت هوشیاری مددجو و آگاهی اعضای خانواده وی را بررسی کند.

    در بیمارانی که در مرحله نهایی بیماری و در حال احتضار هستند، آگاهی شخص در حال مرگ و خانواده وی از وضعیت موجود می تواند روی توانایی برقراری ارتباط آزاد پرستار با مددجو و اعضای تیم مراقبت بهداشتی تاثیر بگذارد.

    فرآیند پرستاری مرگ و مردن
    مددجو ممکن است ملاقات با یک فرد روحانی را درخواست کند

    سه نوع آگاهی برای این وضعیت توصیف شده است که شامل آگاهی بسته، وانمود متقابل، و آگاهی باز است (گلیسر و استراوس، 1965).

    در آگاهی بسته (closed awareness) مددجو از مشرف به مرگ بودن اطلاع ندارد. خانواده بیمار ممکن است چنین وضعی را انتخاب کرده باشند، زیرا بطور کامل درک نکرده اند که مددجو بیمار است یا باور دارند که مددجو بهبود خواهد یافت. مراقب اولیه بیمار ممکن است عدم اطلاع تشخیص یا پیش آگهی به مددجو را انتخاب کند. پرسنل پرستاری ممکن است در این موقعیت به مشکل اخلاقی (قانون حرفه ای) برخورند.

    در وانمود کردن متقابل (mutual pretense)، مددجو، خانواده و پرسنل مراقبت بهداشتی همگی از پیش آگهی مشرف به مرگ بودن اطلاع دارند اما در مورد آن صحبت نمی کنند و موضوع را سربسته نگه می دارند. گاهی مددجو از صحبت در مورد مرگ طفره می رود تا خانواده خود را از ناراحتی و زجر دور نگه دارد. وانمود متقابل به مددجو حریم و تکریم لازم را می دهد، اما بار سنگینی بر دوش شخص در حال مرگ است، کسی که باید به تنهایی بار را بکشد.

    در آگاهی باز (open awareness) مددجو سایرین از مسئله مشرف به مرگ بودن اطلاع دارند و آزادانه در مورد آن صحبت می کنند، هرچند سخت است. این سطح آگاهی به مددجو این فرصت را می دهد که به مسائل خود سامان بدهد و حتی در برنامه ریزی مراسم خاکسپاری خود شرکت کند.

    همه کس با آگاهی باز راحت نیست. عده ای معتقدند که بیمار ترمینال در مورد وضعیت خود آگاه است حتی اگر کسی مستقیما به وی نگفته باشد. عده ای هم معتقدند که مددجو بدون آگاهی از شرایط خود به پایان راه می رسد. هرچند تمایز این دو سخت است و به سختی می توان فهمید که مددجو چه می داند و چه چیزی را تصدیق می کند یا می پذیرد. در قوانین فدرال آمریکا آمده است که مراقبین بهداشتی بایستی مراقبت پایان زندگی مددجو را براساس دستورالعمل های مراقبت بهداشتی پیشرو تعیین کنند (نشانه های مشرف به مرگ بالینی بودن).

    همانطور که مرگ بیمار نزدیک می شود، پرستار به خانواده و اطرافیان بیمار کمک می کند تا آماده شوند. با توجه به نوع آگاهی شخص از وضعیت موجود، پرستار سئوالاتی برای تعیین راه های حمایت از مددجو و خانواده در طی دوره قبل و پس از مرگ می پرسد (نمونه سئوالات مناسب برای مصاحبه مددجوی مشرف به مرگ و خانواده وی). بخصوص لازم است که پرستار بداند خانواده پس از مرگ شخص انتظار چه اتفاقی دارند تا اطلاعات لازم و در حد کافی به آنها داده شود. همچنین ممکن است تصمیمات خاصی در مورد وقایع حول مرگ بیمار گرفته باشند از قبیل تحویل جسد پس از مرگ بیمار.

    تشخیص پرستاری

    دامنه ای از تشخیص های پرستاری برای تبیین نیازهای جسمی و روانی وجود دارد که برای مددجوی در حال مرگ مصداق دارد و به داده های بررسی و شناخت بستگی دارد. از جمله:

    • مفاهیم پرستاری – مرگ و مردن تشخیص پرستاری ترس
    • مفاهیم پرستاری – مرگ و مردن تشخیص پرستاری نومیدی
    • مفاهیم پرستاری – مرگ و مردن تشخیص پرستاری بی قدرتی
    • مفاهیم پرستاری – مرگ و مردن تشخیص پرستاری ریسک تنش نقش مراقب
    • مفاهیم پرستاری – مرگ و مردن تشخیص پرستاری اختلال فرآیندهای خانوادگی

    برنامه ریزی

    اهداف اصلی برای مددجوی در حال مرگ شامل (1) حفظ آسایش جسمی و روانی و (2) دستیابی به مرگ محترمانه و با آرامش است؛ که شامل حفظ کنترل شخصی و پذیرش کاهش وضعیت سلامتی است. در زمان برنامه ریزی طرح مراقبت پرستاری مددجوی مشرف به مرگ، سند حقوق شخص در حال مرگ (سند حقوق اشخاص در حال مرگ) می تواند راهنمای مفیدی باشد.

    اجرا

    اصلی ترین مسئولیت پرستار در مراقبت از مددجویان مشرف به مرگ کمک به مددجو برای مردن در آرامش و با احترام است. مسئولیت های خاص تر آنها شامل موارد زیر است:

    ارزشیابی

    برای ارزشیابی دستیابی به اهداف مددجو، پرستار داده ها را مطابق با برآیندهای مورد انتظار تدوین شده در مرحله برنامه ریزی جمع آوری می کند. ارزشیابی اقدامات ممکن است به صورت زیر باشد:

    • مفاهیم پرستاری – مرگ و مردن گوشش دادن به گزارش احساسات مددجو در مورد کنترل محیط حین مرگ مثل کنترل مسکن ها، بازدید خانواده و اطرافیان، طرح درمان و غیره
    • مفاهیم پرستاری – مرگ و مردن مشاهده رابطه مددجو با نزدیکان خود
    • مفاهیم پرستاری – مرگ و مردن گوش کردن به افکار و احساسات بیمار در مورد نومیدی یا بی قدرتی
  • سئوالات مصاحبه فقدان و سوگ

    سئوالات مصاحبه برای بررسی و شناخت فقدان و سوگ

    مفاهیم پرستاری – فقدان، سوگ، مرگ و مردن از سئوالات زیر می توان برای هدایت مصاحبه با مددجو برای بررسی و شناخت فقدان و سوگ استفاده کرد. این سئوالات همچنین برای مددجویانی که سوگ و عزاداری، مرگ و مردن را تجربه می کنند و بیماران مشرف به مرگ و در حال احتضار نیز قابل استفاده است.

    فقدان قبلی

    • bullet آیا تا کنون شخص یا چیز مهمی را از دست داده اید؟
    • bullet آیا خودتان یا همراه خانواده اتان از شهر یا مکان دیگری نقل مکان کرده اید؟
    • bullet وقتی مدرسه را شروع کردید، چه احساسی داشتید؟ دور شدن از خانه چطور؟ اولین شغل؟ بازنشستگی؟
    • bullet آیا از نظر جسمی می توانید تمام کارهایی که قبلا انجام می داده ای را انجام دهید؟
    • bullet آیا شخص مهم یا نزدیک به شما مرده است؟
    • bullet آیا فکر می کنید در آینده نزدیک چیزی یا شخصی را از دست می دهید؟
    اگر سابقه سوگواری وجود داشت:
    • bullet در مورد فقدان نامبرده صحبت کنید. این فقدان برای شما چگونه بود؟
    • bullet آیا در خوردن، خوابیدن، تمرکز مشکل داشتید؟
    • bullet برای اینکه احساس بهتری داشته باشید چه کارهایی انجام دادید؟
    • bullet آیا آیین معنوی یا فرهنگی خاصی انجام دادید، زمانی که فقدان رخ داد؟
    • bullet اگر در مورد چیزی [فقدان] ناراحت و عصبانی باشید به چه کسی مراجعه می کنید؟
    • bullet چقدر طول کشید تا دوباره خودتان باشید و به فعالیت های معمول خود برگردید؟

    فقدان جاری

    • bullet به ما چه گفتید [فقدان]؟ آیا چیزی هست که بخواهید بدانید یا نفهمیده باشید؟
    • bullet فکر می کنید این [بیماری، جراحی، مشکل] چه تغییری در زندگی شما ایجاد می کند؟ نداشتن [مورد فقدان] در زندگی چه تاثیری دارد؟
    • bullet آیا قبل هم چنین فقدانی را تجربه کرده اید؟
    • bullet آیا نتیجه خوبی ممکن است از این فقدان حاصل شود؟
    • bullet فکر می کنید به چه نوع کمکی نیاز دارید؟ چه کسی در این فقدان به شما کمک خواهد کرد؟
    • bullet آیا در محل زندگی و جامعه شما سازمان یا اشخاصی برای کمک در این موارد وجود دارد؟
    اگر سوگ جاری وجود داشت:
    • bullet آیا در خوابیدن، خوردن، تمرکز کردن، نفس کشیدن مشکلی دارید؟
    • bullet آیا درد یا مشکل جسمی دارید؟
    • bullet برای کمک به عبور از این فقدان چه کارهایی انجام می دهید؟
    • bullet آیا داروی خاصی برای سازگاری با این فقدان مصرف می کنید؟
  • منابع فقدان، سوگ، مرگ

    منابع

    مفاهیم پرستاری – فقدان، سوگ، مرگ و مردنAllen, J. Y., Haley, W. E., Small, B. J., Schonwetter, R. S., & McMillan, S. C. (2013). Bereavement among hospice caregivers of cancer patients one year following loss: Predictors of grief, complicated grief, and symptoms of depression. Journal of Palliative Medicine, 16, 745–751.

    Ashkenazi, T., & Klein, M. (2012). Predicting willingness to donate organs according to the demographic characteristics of the deceased’s family. Progress in Transplantation, 22, 304–311.

    Barbus, A. J. (1975). The dying person’s bill of rights. Created at the Terminally Ill Patient and the Helping Person Workshop, Lansing, MI, South Western Michigan In-service Education Council.

    Bernat, J. L. (2013). Determining death in uncontrolled DCDD organ donors. Hastings Center Report, 43(1), 30–33.

    Brown, H., Johnston, B., & Östlund, U. (2011). Identifying care actions to conserve dignity in end-of-life care. British Journal of Community Nursing, 15, 238–245.

    California Healthcare Foundation. (2012). Final chapter: Californians’ attitudes and experiences with death and dying. Retrieved from http://www.chcf.org

    Carpenter, B., Tait, G., Adkins, G., Barnes, M., Naylor, C., & Begum, N. (2011). Communicating with the coroner: How religion, culture, and family concerns may influence autopsy decision making. Death Studies, 35, 316–337.

    Cohen, J., Van Landeghem, P., Carpentier, N., & Deliens, L. (2013). Different trends in euthanasia acceptance across Europe. A study of 13 western and 10 central and eastern European countries, 1981–2008. European Journal of Public Health, 23, 378–380.

    Corr, C. A., & Corr, D. M. (2013). Death and dying, life and living (7th ed.). Belmont, CA: Wadsworth, Cengage.

    Das, A. (2013). Spousal loss and health in late life: Moving beyond emotional trauma. Journal of Aging & Health, 25, 221–242.

    Davenport, L. A., & Hall, J. M. (2011). To cry or not to cry: Analyzing the dimensions of professional vulnerability. Journal of Holistic Nursing, 29, 180–189.

    Dhanani, S., Hornby, L., Ward, R., & Shemie, S. (2012). Variability in the determination of death after cardiac arrest: A review of guidelines and statements. Journal of Intensive Care Medicine, 27, 238–252.

    Dickinson, G., & Leming, M. (Eds.). (2013). Annual editions: Dying, death, and bereavement 13/14 (14th ed.). Boston, MA: McGraw-Hill.

    Engel, G. L. (1964). Grief and grieving. American Journal of Nursing, 64(9), 93–98.

    Feldman, R. S. (2011). Development across the life span (6th ed.). Upper Saddle River, NJ: Pearson.

    Gilder, S. S. B. (1968). Twenty-second World Medical Assembly. British Medical Journal, 3, 493–494.

    Glaser, B., & Strauss, A. (1965). Awareness of dying. Chicago, IL: Aldine.

    Goodman, D. C., Fisher, E. S., Wennberg, J. E., Skinner, J. S., Chasan-Taber, S., & Bronner, K. K. (2013). Tracking improvement in the care of chronically ill patients: A Dartmouth Atlas brief on Medicare beneficiaries near the end of life. Retrieved from http://www.dartmouthatlas.org/

    Hart, J. L., Kohn, R., & Halpern, S. D. (2012). Perceptions of organ donation after circulatory determination of death among critical care physicians and nurses: A national survey. Critical Care Medicine, 40, 2595–2600.

    Herdman, T. H., & Kamitsuru, S. (Eds.). (2014). NANDA International nursing diagnoses: Definitions and classification, 2015–2017. Oxford, United Kingdom: Wiley-Blackwell.

    Heuberger, R. (2012). Artificial feeding and hydration in persons nearing death. Clinical Nutrition Insight, 38(10), 1–3.

    Hottensen, D. (2013). Bereavement: Caring for families and friends after a patient die. Omega: Journal of Death & Dying, 67(1–2), 121–126.

    Iocovozzi, D. D. S. (2010). Sooner or later: Restoring sanity to your end-of-life care. Bloomington, IN: Pen and Publish.

    Kellehear, A. (2013). Vigils for the dying: Origin and functions of a persistent tradition. Illness, Crisis & Loss, 21(2), 109–124.

    Kübler-Ross, E. (1969). On death and dying. New York, NY: Macmillan.

    Kübler-Ross, E. (1974). Questions and answers on death and dying. New York, NY: Macmillan.

    Kübler-Ross, E. (1975). Death: The final stage of growth. Englewood Cliffs, NJ: Prentice Hall.

    Kübler-Ross, E. (1978). To live until we say good-bye. Englewood Cliffs, NJ: Prentice Hall.

    Lokker, M. E., van Zuylen, L., van der Rijt, C. C., & van der Heide, A. (2014). Prevalence, impact, and treatment of death rattle: A systematic review. Journal of Pain and Symptom Management, 47,105–122.

    Martocchio, B. C. (1985). Grief and bereavement: Healing through hurt. Nursing Clinics of North America, 20, 327–341.

    Munjal, K. G., Wall, S. P., Goldfrank, L. R., Gilbert, A., Kaufman, B. J., & Dubler, N. (2013). A rationale in support of uncontrolled donation after circulatory determination of death. Hastings Center Report, 43(1), 19–26.

    National Board for Certification of Hospice and Palliative Nurses. (2012). 2012 annual report. Pittsburgh, PA: Author. Retrieved from http://www.nbchpn.org

    National Consensus Project for Quality Palliative Care. (2013). Clinical practice guidelines for quality palliative care (3rd ed.). Pittsburgh, PA: Author. Retrieved from http://nationalconsensusproject.org

    National Hospice and Palliative Care Organization. (2013). NHPCO facts and figures: Hospice care in America. Alexandria, VA: Author. Retrieved from http://www.nhpco.org/

    Padela, A. I., Arozullah, A., & Moosa, E. (2013). Brain death in Islamic ethic-legal deliberation: Challenges for applied Islamic bioethics. Bioethics, 27, 132–139.

    Rando, T. A. (2000). Clinical dimensions of anticipatory mourning: Theory and practice in working with the dying, their loved ones, and their caregivers. Champaign, IL: Research Press.

    Redshaw, S., Harrison, K., Johnson, A., & Chang, E. (2013). Community nurses’ perceptions of providing bereavement care. International Journal of Nursing Practice, 19(3), 344–350.

    Sanders, C. M. (1998). Grief: The mourning after: Dealing with adult bereavement (2nd ed.). New York, NY: John Wiley & Sons.

    Shah, S. K., Truog, R. D., & Miller, F. G. (2011). Death and legal fictions. Journal of Medical Ethics, 37, 719–722.

    Simon, N. M. (2013). Treating complicated grief. Journal of the American Medical Association, 310, 416–423.

    Sorrell, J. M. (2012). Widows and widowers in today’s society. Journal of Psychosocial Nursing and Mental Health Services, 50(9), 14–18.

    Stedman’s medical dictionary for the health professions and nursing (7th ed.). (2012). Philadelphia, PA: Lippincott Williams & Wilkins.

    Teitelbaum, J., & Shemi, S. D. (2011). Neurologic determination of death. Neurologic Clinics, 29, 787–799.

    Tonti-Filippini, N. (2012). Religious and secular death: A parting of the ways. Bioethics, 26, 410–421.

    Weaver, S. (2011). Your final assessment: Determination of death. Nursing, 41(2), 60–62.

    Whitman, H. H., & Lukes, S. J. (1975). Behavioral modification for terminally ill patients. American Journal of Nursing, 75(1), 98–101.

    Wiener, L., McConnell, D. G., Latella, L., & Ludi, E. (2013). Cultural and religious considerations in pediatric palliative care. Palliative & Supportive Care, 11, 47–67.

    Williams, B. R., Lewis, D. R., Burgio, K. L., & Goode, P. S. (2012). “Wrapped in their arms:” Next-of-kin’s perceptions of how hospital nursing staff support family presence before, during, and after the death of a loved one. Journal of Hospice and Palliative Nursing, 14, 541–550.

    Wintermeyer-Pingel, S. A., Murphy, D., & Hammelef, K. J. (2013). Improving a grief and loss program: Caring for patients, families, and staff. Omega: Journal of Death and Dying, 67(1–2), 233–239.

    World Health Organization. (n.d.). WHO definition of palliative care. Retrieved from http://www.who.int/

  • تسهیل عبور از سوگ

    تسهیل عبور از سوگ

    • bullet ارزش های قومی، فرهنگی، مذهبی و شخصی مددجو و خانواده وی در ابراز سوگ خود را بررسی و محترم بشمارید.
    • bullet آنچه که از فرآیند سوگ انتظار می رود از قبیل نرمال بودن (قابل قبول بودن) افکار و احساسات خاص، احساس غم، گناه، خشم، ترس، تنهایی که در طول زمان تثبیت و کاهش می یابند را به مددجو یا خانواده آموزش دهید. دانستن آنچه که انتظار می رود می تواند به کاهش شدت واکنش مددجو به سوگ کمک کند.
    • bullet مددجو را تشویق کنید تا سوگ خود را ابراز و با حامیان خود به اشتراک بگذارد. تبادل احساسات موجب تقویت مجدد روابط و تسهیل فرآیند سوگ می شود.
    • bullet اعضای خانواده را تشویق کنید تا به ابراز عواطف مددجو کمک کنند و به مددجو برای عبور از سوگ فشار نیاورده یا توقع واکنش مناسب از وی نداشته باشند. اگر مددجو بچه است، از اعضای خانواده بخواهید که به بچه اعتماد کرده و اجازه دهید بچه در فعالیت های سوگ دیگران شرکت کند.
    • bullet مددجو را به از سرگیری فعالیت های نرمال تشویق کنید که موجب بهبود سلامت جسمی و روانی وی می شود. بعضی ازمددجویان ممکن است تلاش کنند فعالیت های روزمره خود را خیلی سریع شروع کنند. هرچند تاخیر بلند مدت در برگشت به فعالیت های روزمره می تواند نشانگر سوگ مرکب باشد (فرآیند پرستاری فقدان و سوگ را بخوانید).

    فراهم کردن مراقبت عاطفی

    • bullet از سکوت و حضور فردی به همراه تکنیک های ارتباط درمانی استفاده کنید. این تکنیک ها شامل راه های بهبود بررسی احساسات مددجو است و اینکه مددجو بداند که پرستار به احساسات وی احترام می گذارد.
    • bullet سوگ خانواده مددجویان و اطرافیان مهم وی را تایید کنید. حامیان شخص بخشی از فرآیند سوگ مددجو هستند.
    • bullet گزینه های ارتقاء بخش استقلال مددجو را پیشنهاد کنید. مددجو به احساس کنترل زندگی خود نیاز دارد بخصوص در زمانی که بیشتر این کنترل امکانپذیر نیست.
    • bullet در مورد طریقه استفاده از منابع اجتماعی برای مددجو اطلاعاتی فراهم کنید.
    • bullet استفاده از منابع موجود در اجتماع مثل روحانی و کشیش و .. را تشویق کنید.
  • واژه های کلیدی

    واژه های کلیدی:

    مفاهیم پرستاری – فقدان، سوگ، مرگ و مردندر این بخش واژه های کلیدی مرتبط با مفاهیم فقدان و سوگ، داغداری، عزاداری، مرگ و مردن لیست شده است.



    واژه ترجمه واژه ترجمه
    اختلال داغداری مرکب مقاوم persistent complex bereavement disorder افسردگی Depression
    انسداد آگاهی closed awareness انکار Denial
    آسایشگاه hospice آگاه شدن تدریجی Developing awareness
    آگاهی از فقدان Awareness of loss آگاهی باز open awareness
    آگاهی بسته closed awareness بازسازی / کناره گیری Conservation/withdrawal
    برآیند Outcome بی قدرتی Powerlessness
    پذیرش Acceptance تجدید و بازسازی Renewal
    تخلیه راه هوایی Airway clearance ترمیم: نقطه برگشت Healing: the turning point
    تطبیق Idealization جبران Restitution
    جمود نعشی rigor mortis چانه زنی Bargaining
    خانواده هسته ای nuclear family داغداری Bereavement
    رفع فقدان Resolving the loss ساختار خانواده گسترده extended family structure
    سردی نعشی algor mortis سوگ grief
    سوگ اغراق آمیز exaggerated grief سوگ انتظاری Anticipatory grief
    سوگ آشکار inhibited grief سوگ پاتولوژیک pathologic grief
    سوگ تاخیری Delayed grief سوگ تخفیف یافته abbreviated grief
    سوگ حل نشده Unresolved grief سوگ مخفی Disenfranchised grief
    سوگ مرکب complicated grief سوگ مزمن chronic grief
    سوگ مفروض anticipatory grief شوک Shock
    شوک و ناباوری Shock and disbelief عزاداری mourning
    عصبانیت Anger فقدان loss
    فقدان انتظاری یا مفروض anticipatory loss فقدان تکاملی developmental losses
    فقدان حقیقی actual loss فقدان درک شده perceived loss
    فقدان موقعیتی situational losses فقدان، سوگ، مرگ Loss, Grieving, and Death
    کفن shroud کوفتگی نعشی livor mortis
    گرسنگی هوا Air hunger مجمع جهانی پزشکی World Medical Assembly
    مراحل سوگ اینگل Engel’s Stages of Grieving مراحل سوگ کوبلر – راس Kübler-Ross’s Stages of Grieving
    مراحل عزاداری ساندرز Sander’s Phases of Bereavement مراقبت آسایشگاهی Hospice care
    مراقبت پایان زندگی end-of-life care مراقبت پرستاری پس از مرگ Postmortem Care
    مراقبت تسکینی palliative care مرده شور undertaker
    مرگ فوق مغزی higher brain death مرگ قلب – ریه heart-lung death
    مرگ مغزی cerebral death مسئول کفن و دفن mortician
    ناامیدی Hopelessness وانمود متقابل mutual pretense
    رئوس مطلب
  • واژه های کلیدی

    واژه های کلیدی:

    مفاهیم پرستاری – فقدان، سوگ، مرگ و مردندر این بخش واژه های کلیدی مرتبط با مفاهیم فقدان و سوگ، داغداری، عزاداری، مرگ و مردن لیست شده است.



    واژه ترجمه واژه ترجمه
    اختلال داغداری مرکب مقاوم persistent complex bereavement disorder افسردگی Depression
    انسداد آگاهی closed awareness انکار Denial
    آسایشگاه hospice آگاه شدن تدریجی Developing awareness
    آگاهی از فقدان Awareness of loss آگاهی باز open awareness
    آگاهی بسته closed awareness بازسازی / کناره گیری Conservation/withdrawal
    برآیند Outcome بی قدرتی Powerlessness
    پذیرش Acceptance تجدید و بازسازی Renewal
    تخلیه راه هوایی Airway clearance ترمیم: نقطه برگشت Healing: the turning point
    تطبیق Idealization جبران Restitution
    جمود نعشی rigor mortis چانه زنی Bargaining
    خانواده هسته ای nuclear family داغداری Bereavement
    رفع فقدان Resolving the loss ساختار خانواده گسترده extended family structure
    سردی نعشی algor mortis سوگ grief
    سوگ اغراق آمیز exaggerated grief سوگ انتظاری Anticipatory grief
    سوگ آشکار inhibited grief سوگ پاتولوژیک pathologic grief
    سوگ تاخیری Delayed grief سوگ تخفیف یافته abbreviated grief
    سوگ حل نشده Unresolved grief سوگ مخفی Disenfranchised grief
    سوگ مرکب complicated grief سوگ مزمن chronic grief
    سوگ مفروض anticipatory grief شوک Shock
    شوک و ناباوری Shock and disbelief عزاداری mourning
    عصبانیت Anger فقدان loss
    فقدان انتظاری یا مفروض anticipatory loss فقدان تکاملی developmental losses
    فقدان حقیقی actual loss فقدان درک شده perceived loss
    فقدان موقعیتی situational losses فقدان، سوگ، مرگ Loss, Grieving, and Death
    کفن shroud کوفتگی نعشی livor mortis
    گرسنگی هوا Air hunger مجمع جهانی پزشکی World Medical Assembly
    مراحل سوگ اینگل Engel’s Stages of Grieving مراحل سوگ کوبلر – راس Kübler-Ross’s Stages of Grieving
    مراحل عزاداری ساندرز Sander’s Phases of Bereavement مراقبت آسایشگاهی Hospice care
    مراقبت پایان زندگی end-of-life care مراقبت پرستاری پس از مرگ Postmortem Care
    مراقبت تسکینی palliative care مرده شور undertaker
    مرگ فوق مغزی higher brain death مرگ قلب – ریه heart-lung death
    مرگ مغزی cerebral death مسئول کفن و دفن mortician
    ناامیدی Hopelessness وانمود متقابل mutual pretense
    رئوس مطلب

 مژده به همکاران عزیز:

مرکز خدمات پرستار راه اندازی شد. خدمات ترجمه متون پرستار شامل ترجمه متون عمومی، ترجمه متون تخصصی، ترجمه کتاب، ترجمه مقاله در حوزه ترجمه آنلاین، ترجمه حضوری، ترجمه تلفنی؛ بویژه ترجمه فارسی به انگلیسی می باشد. ترجمه فوری و ترجمه ارزان تز را تجربه کنید و مطمئنا به همکاری ادامه خواهید داد. فقط کافی است ثبت نام کرده و پنل کاربری خود را فعال کنید. هر گونه توضیح لازم را در محل ثبت سفارش قید بفرمایید. بمناسبت افتتاح تز فعلا قیمت ها ثابت و ارزان است. از قیمت ها و کیفیت ترجمه های تز شگفت زده خواهید شد.

ثبت سفارش ترجمه متون

 مژده به همکاران عزیز:

مرکز خدمات پرستار راه اندازی شد. برای ثبت سفارش نگارش پیش پروپوزال، نگارش پروپوزال، نگارش پایان نامه، تجزیه و تحلیل آماری پایان نامه، تهیه اسلاید پاورپوینت دفاع به لینک زیر مراجعه نمایید. توجه بفرمایید که پوسته و ظاهر سایت تغییر می کند، زمانیکه وارد دامین thez.ir برای ثبت سفارش می شوید. اما این دامین  مربوط به وبگاه پرستار است و تحت مسئولیت وبگاه پرستار عمل می کند. فقط کافی است ثبت نام کرده و پنل کاربری خود را فعال کنید. از قیمت ها و کیفیت کار تز شگفت زده خواهید شد.

ثبت سفارش پروپوزال و پایان نامه

بالای صفحه
JSN Boot template designed by JoomlaShine.com